تولد - تاریخ: 1396/10/2 ساعت: 21:40
xa0 چند یلداست که یلداست تمام روزم داغ آغوش تو از حسرت و جان می گیریم به چراغی که دراین زندگی ام هیچ نسوخت بی تو از نور تهی، از همه دنیا سیرم فلک ار چشم منت ساخت به هجران سفرت سفر وصل میسر نشد و دلگیرم بی تو بگذشت خود عمر نفس با تو برفتبی تو بر تبصره ی آه زمین زنجیرم روز مولود اگر وصله ی آغاز من است...
خواب ها - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:18
مرا به قصه ی دلدادگی ناب بِبرَ از این سوالِ تو درخواب به یک جواب ببر تمام شب تویی و خوابهای تکراری بیا تمام مرا لحظه ای ز خواب ببر تو ماه روشنِ شب در تمام تاریکی از این زمین و شبش سوی ماهتاب ببر چراغ مسئله هارا بیا و روشن کن مرا به هاله و گرمای آفتاب ببر از این همه سفر بی تو خسته ام هرجا مرا به تجرب...
در دل تویی،آنچه تویی داد می زند - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:18
این دل به یاد عشق تو فریاد می زند در دل تویی ، آنچه تویی داد می زند همچون نسیم صبح_ تو با باد رفته ای ای باد برده ،جان گِله از باد میزند بیچارگی بس است ،بدون تو ظلم نیست؟ غم بی تو ساز با نُتی از شاد می زند وقتی چراغ رابطه لکنت گرفته است دیگر چه سود خاطره را یاد می زند؟ رفتی و پنجره ز تماشای کوچه ها ...
اگر چو نوح شوی ناخدا که می میرم - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:18
بیا به خاطره هامان بیا که می میرم نرو به انجمن بی وفا که می میرم بیا به خلوتم هردم _ببین تویی در من ومن بدون تو باشم رها که می میرم پیام صلح بزن پرچمی که در دل توست بدون صلح قسم بر خدا که می میرم از این همه شب بی تو تنم چو شمعی سوخت از این همه شب بی انتها که می میرم نفس نفس به تو بند است هوای زندگی ...
درد اگر جان نَبَرد درد نیست - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:18
درد اگر جان نَبَرد درد نیست جانم اگر جان ندهد مَرد نیست جانم از آوارِ تو در خود شکست لیک تن آتش شده و سرد نیست ساعت عمرت به عجولی گذشت حیف دمی وقت عقبگرد نیست این کمر از درد تو خواهد شکست دردِ دلم دردِ کمردرد نیست زرد اگر صورت تو گشته است آتش دل سرخ شده زرد نیست دایره ی چرخشِ وقت و زمان راست بگردیده...
آنکه به نزدیک چو دور است_ غم است - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:18
دور ترین فاصله ها نیست غمxa0 آنکه به نزدیک چو دور است _غم است چشم پر از xa0منتظرِ xa0وصلِ xa0دوستxa0 عاقبتِ چشمه ی کور است _غم است xa0تک دل این چرخ فلک دست ما برگه ی اغیار به سور است _غم است سد صند از دایره ی معرفتxa0 منبع جهل از خود نور است _غم است این همه ناخوانده ورق هست هنوز گر ورقی حسِ غرور است...
بیا به خاطر پاییز مهربان باشیم - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:18
بیا به خاطر پاییز مهربان باشیمxa0 برای غربت دلهای هم مکان باشیم زمان گذشته و عمری عبور خواهد کرد بیا به خاطر هم عمرِ یک زمان باشیم اگر که پیر شدیم پیرِ عشق هم گردیمxa0 به لطف عشق بمانیم و جاودان باشیم هوای مهر دراین لحظه های پاییز استxa0 بیا به خلوت این فصل میهمان باشیم صدای چلچله ی عشق بین دل جاریس...
ای دوست - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 2:51
یک عمر در خیالم هستم کنارت ای دوست یک لحظه یاد من باش در روزگارت ای دوستتنهای ام مرا بس دیگر چه جای درد است جان _باز گر مفید است در اختیارت ای دوست در بی قراری تو دل را نمانده صبری طرحی دگر بپوشان بر این قرارت ای دوست سنگ صنم شدی تو بتخانه ای مزین عصر حجر گذشت و ما جان نثارت ای دوست عصیان سرکش من از...
خاطرات - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 2:51
#قورمه_سبزی که مادرم می پختبوی آن با همه سخن می گفتسفره ی پهن گشته در ایوان#دوغ و ریحان کنار آن یک جفت خنده ی مادرم چه طعمی داشتچون بهشتی به سفره ی ما بودغصه از جان ما گریزان بودزندگی بی اگر وَ اما بود#سایه ی زندگی کبوتر وارروی ایوانِ خانه می چرخیدزندگی با تمام مهر و صفاساز ها می نواخت و میرقصید من ...
نباید عشق دل را آزمودن - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 2:51
نباید عشقِ دل را آزمودناگر عشق است باید دل گشودن اگر چه عاشقی جز درد وغم نیستغلام عشق می باید _ وَ سودنمی و با یادِ دلبر نوش کردنکشیدن درد را_ غم را سرودن دلِ خالی زعشقی را چه ارزد ؟خوشا دل را به درد عشق فزودن اگر لذت پیِ بی عشقی ماستخوشا با عشق لذت را زدودن خوشا در لحظه ایی عاشق شدن راخوشا یک لحظه ...
نام تو زیبایی شعرو خدایی دیگر است - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 2:51
با تو دنیا شهر عشق است و نوایی دیگر استزندگی را پیش چشمانت صفایی دیگر است هر شب از چشمان تو من مینویسم عشق راعشق در چشمان تو فرمانروایی دیگر استآسمان جولنگه فریادِ تنهایی مناین سکوتم در زمین با تو صدایی دیگراست مهر بانوی غزلهای تمام شعر من با شما دنیای شاعر با هجایی دیگر است دوست میدارم خدارا با تو ...
شهر از یاد تو پُر جان تهی از تو پُر است - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 2:51
خواب در پشت خیال ابدیپنجره رو به وصال غم ومنوبه اندازه یک اوج کبوتر_یادتاوج دارد به نهانخانه و آفاق دلمفکر منتا سرافلاککنارت جاریستوبه اندازه ی پرواز پرستو در مهگم شده در پیِ افکار و خیالپیِ اندیشه ی دستان تو با حسرت و غمبه جهانی که تو باید باشیبا دو چشمی نگرانبه خودم در پی چشمان خودم مینگرممنم اینج...
طفل معصوم قصه های خیال - تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 3:36
طفل معصوم قصه های خیالبه خودت آی زندگی دور استشهر از عاشقانه ممنوع استچشم از لمس عاشقی کور است به خود آی ای غریب و بی کس مندست بردار از توهم هامانده ایی بینِ لاف عشق آبادمانده ایی بین حرفِ مردم هازندگی سکه ی دو رویی کهحرفها را به سکه میفهمدحس احساس خویش را خفه کنسکه ای، عشق را نمیفهمد بی کران است اگ
اکنون مرا گذشته حسابم کن وبیا - تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 3:36
حالم خراب توست ،خرابم کن و بیامستی به جان جرعه شرابم کن و بیا دریک خیال گمشده ات بوده ام اگراکنون مرا گذشته حسابم کن و بیامن بین خواب وزندگی ام با تو زنده امگاهی به لحظه ،ساعتی ،خوابم کن بیا یخ بسته رنگهای قلم،مثل جان منگرما ببخش بر قلم ،آبم کن و بیا هر لحظه بی تو پیریِ آینده ی من استیک لحظه ای به ش
بی تو زیباست حس تنهایی - تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 3:36
دلِ چرکی و نیست احساستپای لنگی و نیست درمانتدرد بر چلچراغ جانت بادحک شود مثلِ مُهر بر جانت مثل ابری و دور از نوریمثل خفاش کورِ شبهاییبا تو هر روز بدتر از هر شببی تو زیباست حس تنهاییجای خورشید داغ صد دردیگرم_ اما جنوبِ شیرازیگریه ات مکر و اشک تمساح استمثل شرجی سخت اهوازی ذهنت از مکر وحیله ها لبریزفکر
دل من عاشق این دام تو و دانه ی توست - تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 3:36
موی آشفته زنی شانه، چو میخانه ی توست روح آشفته ی من در طلبِ شانه ی توستخال کُنج لبت ای دوست مثال صیاددلِ من عاشق این دامِ تو و دانه ی توستطالع نحسم اگر بر تو نمی یابد دستدل سودا زده ایی دارم و دیوانه ی توست گرچه دیوار بلند است میانِ من و تولمس دستان تو دارد دلم همخانه ی توست مثل یک شمع که تا ریشه ی
تو آن کلام عزیزی به حرف و سوگندم - تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 3:36
به آیه آیه ی احساسهای دل سوگندتورا به عمق دلم جای داده _ خُرسَندم به چشمها و نگاه و به خنده ات سوگندکه از بهار تو و خنده ی تو می خندمبه تیرماهیِ روز تولدت سوگندبه هر خیال تو با عشق _ جان ودل بندم مثال شهدِ عسل هر نگاهت و شیرینتمام حرف تو شیرینی شکر قندم اگر چه نام تو پسوندِ حرفهای خوش استخوش است وهم
طناب جهل - تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 3:36
مارا به کریمِ کد خداییحق را به طناب جهل بستندیک عافییت هم اگر به جان بودبا باور کذب ذهن شستند روحِ غزلِ تمامِ جان رابا نیلبک ستم سرودندخاکستر صد هزار دردیمآتش شده اند و گاه دودندعید است اگر بنای امروزصد فقر به جان صد فقیر استکفر است زبان حق و لالمآینده ی من به دیگِ قیر است مرغ است نمادِ بودن مادرجشن...
دستی به روی شانه ی احساس من بکش - تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 3:36
از گوشه های غم زده_ دردی _نگفته امبا جان به عمق خاطره های تو خفته ام دستی به روی شانه ی احساس من بکشاز منطق و تهاجمِ بی داد خسته امدر امتداد خواب و خیالی بیا که منسمفونی خیال توام ،خواب رفته امبی یاد من چگونه شبت صبح میشودمن در خیال با تو هم آغوش گشته ام سختی بس است ،مهر ببخشا و سَر ببرآسان بگیر مسئ
شمشادِ غم - تاریخ: 1396/3/26 ساعت: 4:23
[unable to retrieve full-text content]ای دریغا مهر،ای حسرت دگر جان برای صبر دیگر نیست نیست جانِ دل تقدیم عشق ،سر نیز همدیگر این شمشادِ غم از چیست چیست؟ #نادراحدزاده @fekrefekr