ارغوان - تاریخ: 1401/11/6 ساعت: 23:55
ای ارغوان به روشنی روز شب رسیدآنکس که رفت سایه نبود آفتاب بودنور ستاره بود دراین سوسو ادبفرزانه ای به بیت وغزل انتخاب بودگیسو به شانه بود که بر پیچ وتاب شعرهم نقش باد هم قلم هم پیچ وتاب بوداحدزاده Adblock test (Why?)
آرزویم به دل این است تو خوشدل باشی - تاریخ: 1401/4/4 ساعت: 22:43
نازنیا چو بهار ست تو در دل باشیجای تصویر تو  خود  صاحب منزل باشیحسرتی هست اگر در دل من دوری توستکاش حسرت بزدایی و تو عاقل باشی(حیف این عشق تو باشی ومراغم ببرد)دل به چشم تو سپردیم و تو غافل باشیشمع راهت شده عمری دل مسکینم ،حیف خود چراغی به رقیبان و  محافل باشیکاش یک لحظه ببینی و من واحساسم راکاش یک ل...
کنج گلو - تاریخ: 1401/4/4 ساعت: 22:43
بینوا داغ جگر خورده دلم از غم دوست دشمن از حال دلم باخبر است می خنددگرچه سیلی زده بر صورت خویشم   ولیبغص راه نفسم   کنج گلو می بنددنادر احدزاده Adblock test (Why?)
زلال - تاریخ: 1399/6/19 ساعت: 22:43
u200d چون آب زلالی آنقدر زلال که چون شیشه هیچ چیزی برای پنهان کردن نداری غصه هایت را میدرخشی واشک هایت در زلالی تو گممیشوند اما من چون سنگ خارا ،سختم اگر بشکنم آوار میشوم بر شاخه های افکارم ودردهایم را فریاد میزنم دنیای کوچکی ست ما با کوهی از دردهایمان به هم رسیده ام من خرد میشوم و تو میشکنی صدای شک...
چراغ های ظلمت - تاریخ: 1399/6/19 ساعت: 22:43
چراغ های ظلمت را کنار بگذار ستارگان آینده را سوسو می زنند بوف کور صدای شبی ست که افکارت را عریان کند دریا موطن زورق های راکتی ست که دست های سکوتت را جای پارو به اندام فاجعه بپوشاند تا چشم تورا از آبستن های تکرار به تولد دیگر بگشاید ساحل آرامش تو ابدیست. #نادر_احدزاده @bedaheeaehsas Let's block ads! ...
کتاب سپید - تاریخ: 1399/6/19 ساعت: 22:43
ثانیه ها از گذر گاه عمر میگذرند روزها تکراری ست شبهای من با چراغ های سبز و قرمز ... قفسه چوبی سپید میگردند لذت فهمیدن اناری ست که از سرخی آزادگی ترک بر میدارد دریای ست که عاشقانه با ساحل ستیز دارد کبوتریست که در آسمان بزرگ جلد بام کوچک است وکسی نمیداند پشت کدام کتاب سپید سیاه خواهم شد. #نادر_احدزاده...
درد بشر - تاریخ: 1398/11/26 ساعت: 11:26
در لابلای چرخهای زمان آنجا که دلی از درد به درد می آیدگذشتن از ناملایمات گذشتن از خویش استآدمی تا به خود می رسد زندگی در گوشه های حسرت تمام شده استوعشق سوءتفاهمی ست که عادتهایی می آفریند و آدمی ملزم به زندگی میشودعقل دادِ عدالت می زند ودل دادِ از خود گذشتگی و منطق به توهمات این دو می خندد و فلسفه به...
تا تو می آیی.... - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 20:15
رفته ام از خود ولی دم مختصر هم می رسدتا تو می آیی مرا جانی دگر هم می رسد نازنینم تا دو چشمانت به من زل میزنندصورتم را سیل اشک از چشم تر هم می رسدآسمانم بی تو ابری ،دیده ام باران زدهبا تو اما نور خورش
بهار - تاریخ: 1398/2/10 ساعت: 18:27
بهار افکار تازگیستفصل نو شدن و سبز شدن آرمانهای اصلی ست زندگی را هر روز آغاز دیگریست و سال نو بهترین بهانه سال نو ،افکار نو مبارکنادر احدزاده
پرنده رها - تاریخ: 1398/2/10 ساعت: 18:27
اگر باید پرنده هارو دوست داشت چرا باید از آزادی ترسید؟و حکم قفس برای پرواز پرنده ها چیست؟افکار کدام خودخواه پرنده ها را برای خود خواست؟و آزادی را حبس کرداگر پرنده ای را دوست داریم حق او آزادیست یا جلد دلت میشودویا جلد دنیای خود،بگذاریمهر پرنده ای زندگی را در پرواز ببیندو خوشبختی را در جایی که میخواه...
عیدی .. - تاریخ: 1398/2/10 ساعت: 18:27
دلم اینجاتنهاستدلم اینجا تنگ است وقت امسال گذشتعیدی ام آمدنت.... #نادر_احدزاده@bedaheeaehsas
روزمرگی - تاریخ: 1398/2/10 ساعت: 18:27
به نظر من مرگ من از روزی شروع شد که وقتی مطلبی را خواندم، تصویری را دیدم ، حرفی را شنیدم، تا ته موضوع رفتم و مرگ را دیدم که در بی روحی بودن قدم میزند،و روزمرگی با جزئیات بسیار ناچیز و بی ارزش این سرگرمی را زندگی نامیده است.#نادر_احدزاده@bedaheeaehsas
هم سخن - تاریخ: 1398/2/10 ساعت: 18:27
تهِ احساس لطف و حرف سخن به که گویم که نیست هم سخنی تو بگو با که میشود نو کرد؟مد احساس های هر کهنی. #نادر_احدزاده
محبوب - تاریخ: 1398/2/10 ساعت: 18:27
تا در رخ محبوب دلم آینه هاستشب در دل من نور سپید است وصفاستتا لاله و گویش سخن در لب اوستهر حرف و سخن به مثل مهرست و وفاست. #نادر_احدزاده@bedaheeaehsas
پیک آخر - تاریخ: 1397/9/25 ساعت: 22:47
از شراب چشمهایت مستم اما هر زمانگفته ام این بار آخر ،این دو پیک آخریست تا سراغ عقل رفتم دیدم این دنیای منبی نگاهت مست گردد، عین دین و کافریست با تو می مانم کنار هر خیالات قشنگهر خیالت واقعیت، منطقی از برتریست با تو بودن با تمام عشق نایاب است وبسمست چشم ماه تو بودن خودِ خود باوریست. #نادراحدزاده @fek...
تو می گویی ومن می نویسم - تاریخ: 1397/9/25 ساعت: 22:47
وشب از سیاهی چشمانت خلق شد تا در تو گمشوم وجز تو نبینم حتی اگر چشمهایم را ببندم به تو میرسم شناورم در خیلاتی که در دنیای تو دنبال تو می گردم وخاصیت عشق نرسیدن است اما لمس کردن جملاتی که تو می گویی, و من می نویسم, زیباست. #نادر_احدزاده@bedaheeaehsas
کتاب - تاریخ: 1397/9/25 ساعت: 22:47
میخواهم کفشهایم را بفروشم اندکی کتاب, بخرم تصمیم گرفته ام به جای سرم پاهایم لخت بمانند. #نادر_احدزاده@bedaheeaehsas
دین دستهای تو - تاریخ: 1397/9/25 ساعت: 22:47
روزی خدا در دستهای, تو خواهد رویید ودینی که از دستهای تو برکتاب آدمیت نوشته خواهد شد، آن روز من بنده نگاهی خواهم بود که سنتور عشق می نوازد و بهشت آغازصدای ست که از حنجره تو برمی خیزد. #نادر_احدزاده@bedaheeaehsas
به مولا دوستت دارم - تاریخ: 1397/9/25 ساعت: 22:47
کجا رسم است دل را خون کنی اما بگویم من که خون از عشق تو کافیست دل را دوستت, دارم, از این بیهوده ماندنها به پایت منع میخواهی دلم با تو خوش است اینگونه یارا دوستت دارم مرا آن روز که در بطن خاکی خفته ام سا
مرا به جای بلا دور سر بگردانم - تاریخ: 1397/9/25 ساعت: 22:47
فدای خنده ات ای گل الهه ی جانم که برده هر نگه تو تمام ایمانم نگاه میکنم هر دم به ماه چشمانت فدای هاله ی چشم تو ماهِ تابانم تصدّق تو شود عمر من به هردو جهانمرا به جای بلا دور سر بگردانم, چه محنتی ست دلم