دستی به روی شانه ی احساس من بکش
از منطق و تهاجمِ بی داد خسته ام
در امتداد خواب و خیالی بیا که من
سمفونی خیال توام ،خواب رفته ام
بی یاد من چگونه شبت صبح میشود
من در خیال با تو هم آغوش گشته ام
سختی بس است ،مهر ببخشا و سَر ببر
آسان بگیر مسئله را _ گُر گرفته ام
آرام کن حضور دل از دست بی کسی
طوفان غصه های تو _بادی شکسته ام
بی تاب نغمه های تو ام با سُرورِ عشق
من جان به مهربانی عهدِ تو بسته ام
با من بمان و شوق به سر منزلم بده
از التهابِ دوری تو _جان شکسته ام
با صبر جام مهر تو لبریز میشود
دیوانه ام اگر به دلت دل نبسته ام
آزاد کن پرنده ی احساس را بیا
در انتظار آمدنت من نشسته ام .
#نادراحدزاده
@fekrefekr
برچسب:
نویسنده: نیکی فراهانی