چه آسمان غریبی زمین پر حرفی کلام لال شده در گلوی هر صرفی جهان به کام کسی نیست توهم محض است کلام وآیت هر آیه ای ز خوشبختی ستاره نیمه شبی آمدو به خود برگشت وماه هاله ای از نور را بشارت داد کسی به معرفت ماه و آسمان نرسید همه زمین به زمین و همه زمان به زمان کنار فکری از افکار خویش فرسودند چنان که آتش اگر بوده اند در تاریخ نسیمی از خود گمراهی و بسی دودند زمین به خویش بسی مفتخر شده ست که آن زمینیان وبشر هیچ وقت نیاسودند خوشا به حال کسانی که در طریقت عشق به عمق
برچسب:
نویسنده: نیکی فراهانی