تیر مژگان گر نشیند بر چراغ عافیت
شعله ها از دل براید عشق این معیار توست
شرحِ حال عاشقی را بیش و کم فهمیده ام
تحفه ناچیز جان دادن کم از بسیار توست
ناله هایم را به ساکت بودن عودت داده ای
ورد ساکت ماندن من نطق طوطی وار توست
نه به وصلت میرسانی نه به آرامش عجب
مذهبت برباد این جان روزه شک دار توست؟.
بداهه، احدزاده
برچسب:
نویسنده: نیکی فراهانی