خرید بک لینک

ای که لبخندت به من احساس اهدا می کند
چشمهایت کار زیبایی دنیا می کند

عشق می خندد زامواج نگاهت نازنین
خنده ات هر منطقی را غرق رویا میکند

صبح بعد چشمای باز تو سر می رسد
نور در جانهای تاریکیِ یلدا می کند

هرچه غم با دولتش زخمی زده بر سینه ام
هر نگاهت کار دارو و مداوا می کند

مهر میخیزد زگفتار قشنگت بازهم
جمله ای دیگر بگو احساس غوغا می کند

می شکافد ابرهای تیره را دستان تو
آنچه دنیا داشت تازه راه پیدا می کند

مستی هر سار شاید از هوای عید نیست
شاید از دستت گرفته عشق-حلوا می کند

ای که در هر گوشهٔ دستان تو صد برکت است
روزگار از بودنت شُکر خدایا می کند

هر چه از چشمان تو دست تو گویم باز هم
شعر های دیگری را شعر برپا میکند

صحبتت قند وعسل شهد لبت در لحظه ای
عالم امکان مارا زود حاشا می کند

ای شکوه هر چه گل در هر بهار زندگی
هر بهاری را نگاهت غرق معنا می کند

بهر عشقت خاطری دارم عزیز_ میخواهمت
چشمهایت عشق را غرق تمنا می کند

بس که زیبایی وزیبایی درون قلب توست
کل احساس جهان را شکل زیبا می کند

#نادر_احدزاده
fekrefekr@

برچسب: نویسنده: نیکی فراهانی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 4:51

صفحه بندی