نفسم تنگ ودلم تنگ
آسمان غرق مهِ ابری و بادی خاموش
در چراغی که تهٔ سوختن است
روبه خاموشی شب ،در دل روز
این منم خاطر صد زخم کهن
این منم خانه بدوش
این منم زخم به پیراهن تن
دلم انگار دراین آبادی
چون درختی که به دستان تبر
میزند ریشه به اندیشهٔ من
وِبه اندامِ تمام برگم
و من از باد که هر شاخهٔ باورها را
یک به یک با ستمش می شکند
با تنی لاغر واندام نحیف
قدر یک کوه تحمل دارم
نفسم تنگ ودلم تنگ
آه آ ئینه دگر صورتی از نور بیار
آه ای ماه به اندازهٔ شب تاب بتاب
که من اینجا تهِ دریای غمم ،غمگینم
به چراغ لبهٔ زندگی ونور قسم
منم اینجا که به آغوش خودم میمیرم
دستِ امّید به جای خود انگیزه وشوق
دست همت بگماریده ،
کمر می شکند،
نفسم تنگ ودلم تنگ....
#نادراحدزاده
@fekrefekr
برچسب:
نویسنده: نیکی فراهانی
تاريخ: جمعه
26 خرداد
1396 ساعت: 4:23